Saturday, July 30, 2011

حافظه تاریخی داریم

در جواب مجله خوب شهروند امروز که پرسیده بود آیا ایرانیان حافظه تاریخی ندارند؟ این چند سطر را نوشتم

در آن جای دنیا که مردم حافظه تاریخی دارند و غرورشان به شخصیت های تاریخی شان وابسته است، اول یک جریان ششصد ساله تحقیق و تتبع ریشه دار وجود دارد و به نظرم با اهمیت تر از آن، یک جریان دیگر. عشق به تاریخ را به مردم روسیه، تولستوی و چخوف و داستایوسکی دادند، بالزاک و هوگو این عشق را در دل مردم فرانسه ریختند، شکسپیر انگلیسی زبان ها را به گذشته پیوند زد. این کتاب های خشک درس تاریخ در مدارس و دانشکده ها، در هیچ جای دنیا مردم را کنجکاو تاریخ خود نکرد چه رسد که عاشق آن کند.

در ایران ما اعتماد السطنه، مخبرالسطنه هدایت، عبدالله مستوفی و در این اواخر ایرج افشار و باستانی پاریزی این اتصال را مایه شدند. شیرین کاری های علی حاتمی و ذبیح الله منصوری تاریخ را در حافظه نسل معاصر نشاند.

مردم ما حافظه تاریخی دارند. همان قدر که دیگر مردم جهان. و بهانه اش را هم دارند. و تازگی ها شوقشان را هم یافته اند و در هر گوشه جهان نساطی هست، یک ایرانی آن جا دنبال مرده ریگ تاریخ خود می گردد، گویا گم کرده ای می جوید.

<$I18NNumdeklab$>:

At July 30, 2011 12:06 PM , Anonymous محمود said...

بهنودجان همان‌جا آمار داده که حافظه نداریم ما ملت!!!! مگر چه اندازه ملت تاریخ می‌خوانند؟ الان در ایران همه فارسی1 می‌بینند!!!! از این سریال‌های دوزاری کره‌ای و نهایتن امریکای جنوبی تو مایه‌های حکایت‌های عاطفی مثلن! کاش ملت یک‌بار هم شده باستانی‌پاریزی می‌خواندند یا همان ذبیح‌ا...منصوری مرحوم. کتاب "این سه زن" شما پیشکش...

 
At July 30, 2011 12:37 PM , Blogger ماهگونMahgoon said...

بهنود عزيز!
براستي منظور از حافظه ي تاريخي چيست؟
1-آيا تبليغات حكومتي كه ورد زبان مردم يك دوره و يك نسل ميشود و كم كم رنگ ميبازد حافظه‌ي تاريخي مردم نام دارد؟
2-آيا حافظه‌ي تاريخي بايد خود را در فرهنگ فولكلور، ضرب المثلهاف قصه‌ها، شعرها و ادبيات داستاني محاوره در بين عوام و مردم كوچه و بازار نشان دهد؟
3-آيا كتب تاريخي كفايت ميكنند؟
4-آيا عشق و حس غرور، و يا احساس غبن شديد از گذشته به تنهايي مي‌تواند همان حافظه‌ي تاريخي باشد؟
5-آيا درسها و عبرتهاي تاريخي و احساس واقعي نسبت به حكومتهاي قبلي منظور نظر است؟
6- آيا يك وهم كلي نسبت به بزرگي و آقائي يك قوم و يا اصالتش در گوشه‌اي از جهان همان حافظه ي تاريخي است؟
7- آيا فرهنگ شفاهي نقشش در اين حافظه ي تاريخي مردم بيشتر است و يا فرهنگ مكتوب و هنرهاي تجسمي و آثار باستاني؟
8- نهايتا حافظه‌ي تاريخي يك ملت اگر قرار باشد بر اثر يك يورش فرهنگي در دوره‌اي خاص به گذشته احياء شود، آيا قابل سنجش با حافظه‌ي تاريخي مردم قرون پيش هست؟ (مثلا حافظه‌ي تاريخي مردم ما در دهه‌ي 50 را مقايسه كنيد با حافظه‌ي تاريخي مردم در دوران قاجار و يا امروز)
آن چه براي من مبهم است اين است كه مردم عادي و روستائيان نسبت به گذشته‌ي بومي و ميهن خود چه برداشتي دارند؟ من فكر كنم در اين باره كار تحقيقاتي جدي نشده است كه بتوان راجع به آن اظهار نظر قطعي كرد و نياز است كه از مردم نقاط مختلف ميهن نسبت به گذشته‌ي بومي و ميهنيشان سوال شده و نتايج آن مورد بررسي و سنجش قرار گيرد تا بتوان اظهار نظري قابل اعتناء كرد

 
At August 6, 2011 6:44 AM , Anonymous Rouzbeh said...

البته که مردم ماهم مردمند و دارای حافظه اما ضعیف ، حیف - تکرار تاریخ شده عادت اینجا از بس که یادمان رفت

 
At August 9, 2011 8:46 AM , Blogger سهند said...

حالا آقا مسعود نوبت شما که نقش ایفا کنید و مایه این اتصال شوید !ا

 
At August 22, 2011 9:55 AM , Anonymous علی said...

آقای بهنود عزیز
به نظر شما گرایش امروز ما به تاریخ گذشته ، هرچند که در حد جستجو در سایت گوگل باشه ، آیا برای جبران مافات هست و یا چیز دیگه ای ؟ اون چیزی که شما به عنوان گم کرده ازش یاد می کنین آیابرای پر کردن خلاء ندانستگی امروزمون هست تا حرفی برای گفتن داشته باشیم یا صرفا یه ژسته و یا یه حقیقت پنهان که باید بروز کنه ؟

 
At August 28, 2011 4:16 AM , Anonymous انتشار اگاهی said...

همانطور كه نفت آتش مي گيرد و آتش گرفتن از مشخصات اصلي آن است، فرقه هم ديگران را نفي مي كند. اما در جمعيت ال ياسين خودِ نفي، نفي شده بود. رد كردن و محكوم كردن ديگر انديشه ها و جريانات مردود بود. تنوع انديشه ها و گوناگوني افكار بالا بود. اين اتفاق در اكثر الاهيون و ال ياسين هم رخ داده بود. آنها هم تك فكري و تك اعتقادي نبودند و ما با احياء فرهنگ تفكر و آموزش روش هاي تفكر و سؤال سازي و برگزاري كارگاههاي تفكري و مناظره و توصيۀ به آن، به اين فضاي تحقيق و تفكر و انديشه ورزي، ميدان بيشتري مي داديم.
http://www.abarensan.blogsky.com

 
At October 26, 2011 12:43 PM , Anonymous rezasalar said...

بزرگوار
به نظرم حافظه تاریخی یعنی درس گرفتن از پیشامد های پشت سر گذاشته ،که در این صورت حافظه تاریخی ما پاک و از جنس صفحه گرامافون است که دیگر به کار نیاید!!

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home