Tuesday, August 3, 2010

شعری از برشت

شاید خوانده باشید و شاید ده ها بار. اما باز هم بخوانید و ببنید آدمی مانند برتولت برشت به سادگی بزرگ نمی شود چون چشمی دارد که دورها و دیرها را می بیند. اگر از درد می گوید درد حقیر امروزی نیست.

دختر كوچولوی صاحبخانه از آقاي كي پرسيد:

اگر كوسه ها آدم بودند، با ماهي هاي كوچولو مهربانتر ميشدند؟

آقای كي گفت : البته ! اگر كوسه ها آدم بودند،

توی دريا براي ماهيها جعبه های محكمي ميساختند،

همه جور خوراكي توی آن ميگذاشتند،

مواظب بودند كه هميشه پر آب باشد.

هوای بهداشت ماهی های كوچولو را هم داشتند.

برای آنكه هيچوقت دل ماهي كوچولو نگيرد،

گاهگاه مهماني های بزرگ بر پا ميكردند،

چون كه گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است !

برای ماهی ها مدرسه ميساختند

وبه آنها ياد ميدادند

كه چه جوری به طرف دهان كوسه شنا كنند

درس اصلي ماهيها اخلاق بود

به آنها مي قبولاندند

كه زيبا ترين و باشكوه ترين كار برای يك ماهي اين است

كه خودش را در نهايت خوشوقتي تقديم يك كوسه كند

به ماهی كوچولو ياد ميدادند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند

و چه جوری خود را برای يك آينده زيبا مهيا كنند

آينده يی كه فقط از راه اطاعت به دست ميآييد

اگر كوسه ها ادم بودند،

در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت:

از دندان كوسه تصاوير زيبا و رنگارنگي مي كشيدند،

ته دريا نمايشنامه به روی صحنه ميآوردند كه در آن ماهي كوچولو های قهرمان

شاد و شنگول به دهان كوسه ها شيرجه ميرفتند.

همراه نمايش، آهنگهاي محسور كننده يی هم مينواختند كه بي اختيار

ماهيهای كوچولو را به طرف دهان كوسه ها ميكشاند.

در آنجا بي ترديد مذهبی هم وجود داشت

كه به ماهيها می آموخت

زندگي واقعي در شكم كوسه ها آغاز ميشود

<$I18NNumdeklab$>:

At August 3, 2010 at 9:00 PM , Anonymous الهام said...

برشت، "ماهيت عبوديت" را با مامي كوچولوهاي مومن و كوسه هاي مقدس چه خوب ديده بود.

 
At August 3, 2010 at 10:28 PM , Anonymous Anonymous said...

اين شعر برشت عجيب معركه بود
قسمتهاي آخرش رو نخوانده بوديم
ممنون از شما و حسن انتخابتان

 
At August 4, 2010 at 11:22 AM , Anonymous Anonymous said...

آقای بهنود، این رو حتما یادتون هست، به نظرم تطابق دادنش با اوضاع اخیر خیلی جالبه....
"
او در زندان نامه‌ای به خامنه‌ای در خصوص شکنجه‌های زندانیان نوشت و در آن نامه گفت که برای اعتراف به اتهام دروغین تدارک كودتای مسلحانه برای سرنگون ساختن نظام جمهوری اسلامی ، به همراه سایر رهبران حزب به شدت شکنجه شده و همسرش مریم فیروز و همین‌طور افسانه دخترش را شلاق زده و در مقابل چشمانش از سقف آویزان نموده‌اند.[۷]
"

 
At August 4, 2010 at 1:35 PM , Blogger Nima said...

How can I "follow" your blog? I did now see the button

 
At August 7, 2010 at 6:45 AM , Blogger sss said...

سلام اقای بهنود.ممن خیلی از شخصیت شما خوشم میاد.همیشه برنامه تون رو تو بی بی سی میبینم.میشه نظرتونو درباره هنجنسگراها بدونم؟
سپهر-15-ایران

 
At August 7, 2010 at 2:22 PM , Blogger alaleh said...

آقای بهنود نوشته ی شما را در مورد آقای مهدی سمیعی خواندم و خواستم تشکر کنم. فرصتی شد که کمی بیشتر در مورد فامیلی بدانم که درواقع از وجودش ناآگاه بودم. ممنونم.

 
At August 16, 2010 at 2:47 AM , Blogger مریم مینایی said...

خیلی پیشتر،وقتی مدرسه می رفتم تاریخ رو با نوشته های شما شروع کردم...بعد ایران بین دو انقلاب و بعد مسیری که انتهایی نداشت.
حالا دارم فوق لیسانس ادبیاتم رو می گیرم و از ادبیات دلزده ام...چون حرف امروز نیست.اما با خوندن این شعر دوباره حالم خوب شد. نکنه باز منو امیدوار کردید؟!

 
At August 19, 2010 at 1:37 AM , Blogger شهاب الدین کاراندیش said...

و ما همان ماهیها هستیم

 
At August 19, 2010 at 4:25 AM , Anonymous Anonymous said...

سلام
من اکابری هستم
خوبید ؟
شما مسعود بهنود هستید ؟؟؟؟
اگر مسعود بهنود باشید که باید وبلاگتون فیلتر شده باشه ، البته فکر کنم باید فیلتر شده باشه قاعدتا

 
At August 20, 2010 at 5:15 PM , Anonymous Anonymous said...

باسلام
این یکی رو خیلی حالکردم و جداً انتخاب عجیبی بود! جداً ایشون برشته بوده !! و حرف پخته میزده!

ضمناً: مراقب خودتون باشید !
نترسید بنده اطلاعاتی نیستم ! منظورم این بود که واقعاً مردم برای جنابعلی احترام و ارزش قائلند و نظراتتون براشون مهم شده.

 
At August 20, 2010 at 5:33 PM , Anonymous Anonymous said...

خدا این انجلیس ها رو نیامرزه ننه !!
از وقتی زیر پای این بهنود نشستن دیگه سالی دوازدهی "فیس مطلب" مینویسه تو وباگش !!
بابا بی معرفت بیشتر بنویس ! این وبلاگ گردا هم بالاخره حقی دارن به گردن ... ؟!
ولی انصافاً این برشت چه برشتکی بوده ما نمیدونستیم! بیخود (آقا) به اینا گیر نمیداد - طفلی رو بد زیرآب میزنند این برشتوک مرشتوک ها !!

 
At August 23, 2010 at 12:11 PM , Anonymous کیمیا خاتون said...

سلام. خوشحال و خوشوقتم بابت دیدار وب شما. راستش به قول یکی از دوستان تصور نمیکردم فیلتر نشده باشه یا اصلا وجود داشته باشه. فرصت اینکه بتونم تمام نوشته ها رو بخونم هنوز پیدا نکردم. شما رو نزدیک به ده سال یا کمی بیشتر که می شناسم. از وقتی که دبیرستان بودم و جو مطبوعاتی داغ و شیرینی حاکم بود. و بعد اون فاجعه تعطیلی یکباره و کوتاهی دست مردم و البته نوبالغینی چون من.
یک مصاحبه جالب با شما در روزنام شرق چاپ شده بود. دور دوم چاپ روزنامه بود فکر کنم. زندگی و مسیرتون واقعا برام جالب بود. البته من کوچکتر از اونی که از جالبیش برای خودم بگم! ببخشید منو. به عنوان یک ژورنالیست واقعی بی نهایت به شما احترام میزارم.
اگر بخواهید کتابی راجب تاریح معاصر ایران معرفی کنید چه کتابی رو پیشنهاد میکنید؟
راستی من از دلگریختنگان رو خیلی دوست دارم.
همیشه پاینده باشید.

 
At August 24, 2010 at 9:30 AM , Anonymous Anonymous said...

http://www.youtube.com/watch?v=HoMw65ECVrc
http://www.youtube.com/watch?v=nA1fHoxTPPQ
http://www.youtube.com/watch?v=Lo3cBbbnLZE
http://www.youtube.com/watch?v=kOT42kW4M0w

 
At June 13, 2011 at 10:00 AM , Anonymous Anonymous said...

دست شما درد نکند انتخابی شایسته از اوضا زمانه

 
At March 18, 2012 at 3:30 PM , Anonymous Anonymous said...

جالبه! هرکسی که این متن یا شعر رو می خونه، خودش رو ماهی کوچولو دیده، حکومت رو آدم ها

والا من جایی ندیدم که مرغ های یک مرغداری که کارشون تخم گذاشتنه، بعد از اینکه دیگه تخم شون نمیاد، حقوق بازنشستگی بگیرن یا بذارنشون خونه سالمندا

مرغدار ها اگر آمار نخم گذاشتن مرغاشون کم بشه، سه روز به هیچ کدوم غذا نمیدن، تااون ضعیف ترا که غذا می خورن و کم تخم می ذارن، از گرسنگی بمیرن، تا فقط قوی تر ها بمونن.
آخر کار هم که همشون رو دسته جمعی می فرستن کشتارگاه و اسمشون رو هم میذارن مرغ مادر

خیلی احساساتی نشین، بحث، بحث کوسه و حکومت و ماهی و تو آدم نیست

یک عمر از کارمند زیر دست گرفته تا هم وطن، اگه جا داشته و تونستین، تو گاییدن دریغ نکردین، حالا اینجا که شد ایول مسعود چه ظرافتی!ا


اگه می خوای تو آدم نباشی، از فردا تخم مرغ نخور

شهریار

 

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home